مرتضى راوندى

298

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به زبانهاى فارسى ، عربى ، ارمنى و يونانى سخن مىگفتند . 2 . بتليس : كمى دور تر از اخلاط ، شهر بتليس از بلاد مستحكم كردستان ، داراى دو ديوار دفاعى بود كه برج و باروى آن تا كرانهء دجله به قلعهء حصن كيفا متصل مىشد . ملوك بتليس و حصن كيفا نيز از خاندانهاى كردستان بودند . 3 . ارزنجان : ارزن يا ارزنجان نيز از بلاد مستحكم نظامى آن دوره بود كه ساكنان آن را مسلمانان و عده‌اى از زنهاريان تشكيل مىدادند . 4 . ميافارقين : در اين شهر در قرن يازدهم مروانيان كه ايشان هم از گروه كرد بودند ، امارت داشتند . ديوارى سنگى و كنگره‌دار گرداگرد آن را احاطه كرده بود . هريك از سنگهاى سفيدى كه براى بناى اين حصار به كار رفته بود 1500 كيلو وزن داشت و در فاصلهء هر 75 متر در روى اين ديوار ، برجى جهت ديده‌بانى برپا شده بود . درهاى آهنين عظيمى براى دروازه‌هاى شهر ساخته بودند . با توجه به اين‌كه در آن دوره استفاده از زغال‌سنگ براى صنايع فلزى تعميم نيافته بود ساختن اين درهاى عظيم جالب و قابل دقت است . 5 . شهر آمد : اين شهر مهم كه روى تخته سنگى بزرگ ساخته شده بود از دورهء ساسانيان ( قرن سوم تا ششم ) شهرت و اهميت تاريخى داشت . در اين شهر دو حصار استوار و باروى محكمى بود كه از قطعات بزرگ سنگ سياهى كه پهلوى هم قرار داده بودند ، ساخته شده بود . فاصلهء ميان دو باروى شهر 12 متر بود ، هريك از اين سنگهاى نسيفه ( بازالت ) سيصد تا سه هزار كيلو وزن داشت ، و هريك از دو باروى شهر 10 متر ارتفاع و 5 متر ضخامت داشت . و در فاصلهء هر 130 متر برجى ساخته بودند كه در بالاى آن شخصى به ديده‌بانى مشغول بود . شهر چهار دروازهء بزرگ آهنى داشت . اهالى شهر را كردهاى مسيحى و كردهاى مسلمان تشكيل مىدادند . مسجد جامع و كليساى بزرگ اين شهر در نهايت زيبايى و نزديك يكديگر بود . شهر آمد را تسخيرناپذير مىشمردند زيرا كه استحكات آن تماما از سنگ بازالت بود و نه تنها در برابر آتش بلكه در مقابل آهن و اسيد نيز پايدارى مىكرد . » « 1 » مساجد : در دورهء قرون وسطى ، از مساجد فقط براى عبادت و اجراى مراسم مذهبى استفاده نمىكردند بلكه در اين دوره ، مسجد مركز فعاليتهاى علمى و اجتماعى نيز بود . هر مسجد داراى حياط بزرگى بود كه در وسط آن ، حوض و چاه آب يا چشمه‌اى قرار داشت . در اطراف مسجد ، دالان يا راهرو سرپوشيده‌اى ساخته بودند كه به چندين شبستان با ابعاد و تزيينات مختلف مربوط بود . در اين شبستانهاى وسيع ، براى نماز و اقامهء مراسم مذهبى و به منظور تعليم و تربيت طلاب و يا براى برگزارى اعياد مذهبى و بحث و مطالعه در پيرامون مسائل و مصالح اجتماعى مسلمانان ، چندين هزار نفر مجتمع مىشدند . مسجد جامع بخارا : صاحب تاريخ بخارا آورده است كه در سال 94 هجرت ، اين مسجد در عهد حكمرانى قتيبة بن مسلم ساخته شد . وى اهل بخارا را گفت تا روزهاى جمعه در آنجا جمع شوند و چون مردم نمىآمدند هر آدينه منادى ، مردم را آواز مىداد كه « هركس به نماز شود ، او را دو درم بدهم . و مردم بخارا به اول اسلام ، در نماز ، قرآن به پارسى خواندندى ، و

--> ( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطا ، پيشين . ص 248 - 242 .